۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فراغت» ثبت شده است.

در گذشته افراد خیلی راحت‌تر از اکنون زندگی می‌کردند. آنها توقع خاصی از زندگی نداشتند. اکثر افراد در یک مسیر مشخص شده حرکت می‌کردند. به عنوان مثال شخصی که پدرش کشاورز بود او هم کشاورز می‌شد. آنها همین که کنار هم بودند خوشحال بودند و گله‌ای از نبود امکانات خاص نبود. اما امروزه زندگی کردن به تنهایی مهم نیست بلکه چگونگی زندگی کردن است که مهم شده است. مهم است که افراد چه فراغت‌هایی در زندگی دارند و به چه امکاناتی دسترسی دارند. بدین منظور نیاز است که بررسی شود افراد برای شرکت در فراغت‌های مورد علاقه خود چه موانعی دارند.

در یک چارچوب نظری برای مطالعه موانع مشارکت مردم در ورزش، کراوفورد و همکاران مدل هرمی موانع مشارکت در فعالیت‌های اوقات فراغت را پیشنهاد کردند. این مدل برای اولین بار، موانع را با توجه به اهمیت آنها در فرایند تصمیم گیری فرد به سه دسته: موانع درون فردی، موانع بین فردی، و موانع ساختاری تقسیم بندی نمود.

موانع درون فردی به صفات و خصوصیات بازدارنده روانی اشاره دارد که از تجارب منفی فردی ریشه می‌گیرد. موانع درون فردی از بی میلی، عدم آگاهی، مشکلات جسمانی یا روانی ناشی می‌شود. به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید

در ادبیات اوقات فراغت، فراغت به دسته‌های مختلفی تقسیم شده است. بر حسب زمان، مکان، خود فعالیت و موارد دیگر این تقسیم بندی ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی ها تقسیم فراغت به دو نوع مولد و غیرمولد است.

فراغت مولد

منظور از فراغت مولد (productive leisure) شکل یا اشکالی از اوقات فراغت است که دستاوردی پرورشی و آموزشی برای انسان داشته باشد و یا اینکه با گذران آن زمینه های اشتغال و امرار معاش برای دیگران فراهم آید. به عنوان مثال گذران اوقات فراغت به شکل تماشا باعث بوجود آمدن تولیدات سینمایی یا تلویزیونی شده و یا هنر تئاتر را رونق می‌بخشد. فعالیتهای گردشگری را در نظر بگیرید که شکلی از گذران اوقات فراغت هستند. این فعالیتها علاوه بر دستاوردهای آموزشی و پژوهشی برای طیف وسیعی از نیروهای کاری مرتبط با خدمات گردشگری فرصت شغلی بوجود می‌آورند. برخی اوقات فراغت مولد فعالیت غیر اقتصادی است که در آن انسان مهارت یا توانایی به دست می‌آورد یا حتی در زمانهایی می‌تواند موجب انبساط خاطر او در لحظات زندگی شود.

فراغت غیرمولد

فراغت غیرمولد (unproductive leisure) شکلی از فراغت است که بدون دستاوردهای پرورشی و یا آموزشی سپری می‌شوند و چه بسا صرف رفتارهای نابهنجار شود. گذران بیهوده وقت، روی آوردن به رفتارهای نابهنجار مانند قمار، مصرف مواد مخدر، ولگردی در خیابانها، هرزگی، شب زنده داری بی هدف از جمله اشکال گذران اوقات فراغت غیرمولد به شمار می‌روند. برخی جامعه شناسان بروز اینگونه ناهنجاری‌های رفتاری و اجتماعی را ناشی از فقدان مدیریت بر زمان فراغت و رواج گذران اوقات فراغت غیرمولد می‌نامند. 

انسان‌های زیادی اوقات فراغت را تعریف کرده‌اند. محققان و پژوهشگران مختلفی معنی اوقات فراغت را از نظر خود ارائه داده‌اند. اما مفهوم واقعی اوقات فراغت چیست؟

مکس کاپلان (Max Kaplan) در کتاب فراغت خود نوشته است فراغت شامل فعالیتها و تجارب نسبتا خودجوشی است که در زمان آزاد فرد اتفاق می‌افتد و به لحاظ روانشناختی خاطرات خوبی را برای فرد تداعی می‌کند و دامنه وسیعی از مشارکتها را در بر می‌گیرد. همچنین موقعیت‌هایی را برای تفریح، رشد شخصیتی و کمک به دیگران مهیا می‌کند.

برایت بیل (Bright Bill) فراغت را زمان بیکاری با آزادی عمل معرفی می‌کند که فرد برای استراحت یا انجام آنچه که دلخواه اوست، آزاد باشد. او بیان می‌کند فراغت زمانی است که احساس مسئولیت در آن به پایین‌ترین سطح خود می‌رسد. بنابراین فراغت زمانی اتفاق می‌افتد که حداقل احساس اجبار وجود داشته باشد و آن را به دلخواه و انتخاب خود مورد استفاده قرار می‌دهیم.

واژه فراغت دارای معانی جنبی و ضمنی زیادی است و همین موضوع موجب تصور و ادراک متفاوت افراد شده و تضادهایی را به وجود می‌آورد. اگرچه تعاریف یکسان و منسجم از اوقات فراغت و جنبه‌های آن وجود ندارد اما تقریبا یک موافقت عمومی در مورد ماهیت و عملکرد اوقات فراغت وجود دارد. در نتیجه برای تعریف مختصر فراغت می‌توان چنین بیان کرد: فراغت آن بخش از زمان فرد است که انسان مقید به انجام فعالیتهایی برای پاسخ به نیازهای زیستی و امرار معاش نیست و می‌تواند به شکل آزاد و اختیاری به فعالیتهای انتخاب کرده خود بپردازد.

فراغت را می‌توان در سه رویکرد مختلف تعریف کرد:

1- فراغت به عنوان زمان

فراغت زمانی است که فعالیتی را که دوست داریم، انتخاب کنیم و انجام دهیم. چارلز برایت دو عنصر مشترک را به عنوان زمان با هم ادغام می‌کند و بیان می‌کند فراغت به عنوان زمان قابل محاسبه و کمیت‌پذیر است. با بررسی مدت زمان فعالیتهای فراغتی افراد می‌توان آن را محاسبه کرد و با مقایسه آن با گروههای اجتماعی و افراد دیگر آن را می‌توان کاملا کمیت‌پذیر کرد. پائول وایز (Paul Wise) درباره این موضوع بیان می‌کند فراغت را بخشی از وقت روزانه می‌داند که برای نیازهای ضروری به کار گرفته نمی‌شود.

هدف فراغت

2- فراغت به عنوان فعالیت

فراغت‌های مختلفی در دنیا وجود دارد که هر شخص می‌تواند به انتخاب خود در برخی از آنها شرکت کند. یک اوقات فراغت یکسان می‌تواند برای یک فرد ارزش بالایی داشته باشد و برای نفر دیگری ارزش پایینی داشته باشد. ارزشی که هر فراغت دارد به متغیرهای زیادی وابسته است مثل زمان و مکان و عوامل فردی و محیطی و ...

ممکن است شما به انجام ورزش علاقمند باشید و ارزش بسیار بالایی برای انجام این فعالیت قائل باشید اما در صبح زود هیچ علاقه‌ای به ورزش کردن نداشته باشید اما برای فرد دیگر ورزش در صبح اینقدر ارزش دارد که روحیه و نشاط کل روز خود را از ورزش صبح خود بگیرد. در بسیاری اوقات پیش می‌آید که فراغت مورد علاقه شما در یک زمان به فراغتی بی‌ارزش تبدیل شود. زمانی شما در طبقه اجتماعی ضعیف جامعه هستید خوردن یک فلافل برای شما شاید بسیار لذتبخش باشد اما وقتی شما در زندگیتان پیشرفت کردید و در طبقه اجتماعی مرفه قرار گرفته‌اید آیا خوردن فلافل هنوز هم برای شما لذت سابق را دارد. شاید خوردن بهترین غذای دنیا هم دیگر آن لذت گذشته فلافل را در شما ایجاد نکند.

در خانه شاید دیدن فیلم یک فعالیت رضایتمند برای شما باشد اما آیا زمانی که در بیرون خانه حضور دارید و به فعالیتهای فراغتی بهتر دسترسی دارید همچنان دیدن فیلم آن رضایت درون منزل را برای شما ایجاد می‌کند. اگر شما در شهر ارومیه به دنیا بیایید احتمالا در بین ورزشها، والیبال ارزش بالاتری برای شما دارد اما در زابل یا بوشهر، والیبال آن ارزش را برای افراد متولد این شهرها نخواهد داشت. بسیاری از فعالیتها در برخی  مکانها و زمانها ارزش بالایی دارند اما در برخی مکانها و زمانهای دیگر فعالیتی بی‌ارزش محسوب می‌شوند.

چیزی که ما نام آن را پارادوکس ارزش در فراغت می‌گذاریم. در برخی اوقات ارزش به کمیاب بودن آن فعالیت مربوط می‌شود. مثل زمانی که شما وضعیت اقتصادی مناسبی ندارید و در این شرایط یکبار رفتن به شهربازی برای شما لذتبخش است یا خوردن ساندویج مورد علاقه بسیار حس رضایتمندی در شما به وجود می‌آورد اما فردی که در وضعیت اقتصادی مطلوب قرار دارد ده بار رفتن به شهربازی در ماه هم رضایتمندی را در او به وجود نمی‌آورد.

در برخی زمان‌های دیگر ارزش به فراوانی فعالیت بستگی دارد. مثلا ورزشی به نام پیکلبال در ایران فعالیتی بی‌ارزش برای بسیاری افراد محسوب می‌شود چرا که در شهرهای ما این ورزش انجام نمی‌شود. برخلاف آن ورزش فوتبال در بسیاری از شهرهای ما فعالیتی باارزش و مورد علاقه محسوب می‌شود چرا که افراد زیادی به ورزش فوتبال می‌پردازند.

پارادوکس ارزش در فراغت

نماد فراغت

تورستن وبلر در تئوری طبقه فراغت خود بیان می‌کند تجمع ثروت سبب می‌شود که طبقه فراغت به لحاظ ساختار و عملکرد توسعه یابد و موجب تمایز درون طبقاتی می‌شود. با اینکه این تئوری متعلق به سال 1899 است اما امروزه همچنان مردم از فراغت به عنوان ابزاری برای نمایش طبقه اجتماعی خود استفاده می‌کنند و این کار را با خریدها و استفاده از محصولات و خدمات خاص نشان می‌دهند. اوقات فراغت نمادی آشکار و بیرونی از یک طبقه اجتماعی دارد و ارزش‌های خاص آن طبقه و پایگاه را به نمایش می‌گذارد. معمولا انسان‌ها در اوقات فراغت به دنبال نمایش تصویری از خود هستند. این تصاویر مخصوصا در طبقات بالای اجتماعی دیده می‌شود مثل ثروتمندانی که عکس مسافرت‌های لاکچری خود را منتشر می‌کنند یا از مهمانی‌های پرطمطراق خود عکس می‌گذارند.

اثرات منفی این پدیده زمانی آشکار می‌شود که افراد، کیفیت زندگی روزمره خود را فدای داشتن نمادهای فراغتی خاص می‌کنند. چرا امروزه شرکتها محصولات و خدماتی ارائه می‌دهند که مصرف کننده مایل باشد از محصول و خدمت در جمع‌های مختلف رونمایی کند و خود را با آن محصول و خدمت به نمایش بگذارد. ما با داشتن یک محصول و خدمت خاص احساس بودن در یک طبقه اجتماعی می‌توانیم بکنیم هر چند که در واقعیت میلیونها سال نوری از آن طبقه اجتماعی فاصله داشته باشیم.

امروزه افراد سعی می‌کنند در فراغت‌هایی شرکت کنند که در طبقه اجتماعی خودشان نیست بلکه در طبقه اجتماعی است که تمایل دارند در آن حضور داشته باشند. انگار امروزه تئوری فرا طبقه فراغت در جریان است.

مردم در قرون وسطی در جنگ‌ها شرکت می‌کرده و خوی تجاوزکارانه و خشن خود را پنهان نمی‌کردند اما در حال حاضر این تمایلات را در خود پنهان می‌کنند. گذران اوقات فراغت جایگزینی برای همه ویژگی‌ها و خوی‌های سرکوب شده‌ای است که بر مردم تحمیل شده است. امروزه مردم از ریختن خون ابا دارند و آن را نشانه توحش می‌دانند اما با لذت به تماشای فیلمی می‌نشینند که در آن قهرمان فیلم ده‌ها نفر را سلاخی می‌کند یا در بازی رایانه‌ای شرکت می‌کنند که باید خون ده‌ها نفر را بریزند تا برنده بازی شوند یا مردم اکنون گلاویز شدن با یکدیگر را بی‌نزاکتی می‌دانند اما با آسایش خاطر با صرف مبالغی به تماشای مستقیم مسابقه بوکس می‌روند یا آن را به طور غیرمستقیم از طریق تلویزیون نگاه می‌کنند.

امروزه که زندگی انسان به دست نیروهای عقلانی است و افراد باید براساس قوانین دقیق اجتماعی عمل کنند. اوقات فراغت دقیقا همان چیزی است که فرد می‌تواند نوعی هیجان خودانگیخته بدوی غیرتأمل را در آن انجام دهد. برخی افراد علاقه‌های ذاتی به انجام برخی فعالیت‌های هیجان انگیز دارند و نمی‌توان این علاقه‌ها را در فرد سرکوب کرد. بهتر است با در نظر گرفتن امکانات و فراهم آوردن شرایطی به این نیازهای هیجان آور پاسخ داد.

اوقات فراغت تابع قاعده معمولی و غیرمعمولی شدن است به همین سبب بشر در عصر جدید خود به طور مداوم در پی ایجاد تنوع در اوقات فراغت است زیرا از یک نوع اوقات فراغت خسته می‌شود و نیاز به تفنن دارد. موضوعی که نوربرت الیاس آن را جامعه‌شناسی آرایشی یا به تعبیر دیگری از خود او جامعه‌شناسی فرآیند نامیده است. ورزش و اوقات فراغت از نظر الیاس جایگزینی برای همان خوی‌های سرکوب شده و آداب‌هایی است که بر مردم تحمیل شده است.

 از نظر الیاس ورزشی شدن و فراغتی شدن حاصل آرایش جدید نیروها در عصر حاضر است. وی در تحلیل فرایند ورزشی شدن جامعه جدید انگلستان می‌گوید که به وجود آمدن ورزش‌های جنبی از قبیل مشت‌زنی، شکار روباه، راگبی، کریکت و فوتبال مصادف است با تشکیل پارلمان در انگلستان و فرو نشستن مبارزه خصمانه اقوام بیگ و توری است. الیاس بیان می‌کند فراغت‌های امروزی  مبین نوعی تنش سرکوب شده‌اند که به این شکل بروز پیدا می‌کنند و جلوه‌های آن را می‌توان به روشنی دید. مانند تخریب مراکز ورزشی یا وسایل نقلیه عمومی به وسیله طرفداران تیم‌های رقیب، گلاویز شدن آن‌ها با یکدیگر و مانند آن‌ها که نشان دهنده همین تمایلات فرو خورده است.

نوربرت الیاس

با این روحیه که زندگی یک فراغت و سرگرمی و بازی است باید زندگی کرد. اگر با دید تاریک و سیاه و سنگین زندگی کنید، شما زندگی نمی‌کنید بلکه وقت خود را تلف می‌کنید. اگر با دید سیاه و سنگین برای رسیدن به خواسته‌هایتان تلاش کنید شاید به هدف خود دست یابید اما مجبورید تلاش بیشتری انجام دهید و خسته‌تر می‌شوید.

آزادی وقت